
یک دیسکوی شلوغ را تجسم کنید.
پر از آدم های بدون صورت تنها با دو چشم که بی وقفه می رقصند. پر آدم، پر از خون که فواره می کنه، پر از هارد راکِ خَفَن. الآن تو مغز منه این صحنه. یک استیج بزرگ و تاریک که نور دیسکوش چشمک می زنه و من مثل آدمای مست و گیج وسط دیسکو از آن آدم ها می ترسم. نمی دانم چرا آن جا هستم اما جای دیگری را هم بلد نیستم که اشتیاق ترک کردن آن دیسکو را داشته باشم.

منظره پست آپوکالیپتیکی رو تو ذهنت تصور کردی دوست من!یاد فیلم آپوکالیپس حالای کیوبریک افتادم….
هنوزم مثل اونروزای ناب تی ام یو(البته گه تاب نداشته باشم که میگم ناب،وگرنه خیلیا میگفتن تو خواب باید بگی ناب!)
آپوکالیپتیک فکر میکنی دوست من!
الآن یادم افتاد که آپوکالیپس حالا مال کاپولاست نه کیوبریک!بد
ین وسیله اصلاح میشود!!!!!